نازنین ٣
باید سریع جاتون روعوض کنید و پول خود را بیخودی خرج نکنید ممکنه به پول احتیاج پیدا کنید من
جایی را بلدم که خیلی ارزان تر از هر هتلی میباشد راه بیفت بریم ,,نازنین برای اولین بار لبخندی زد و بره افتادیم و توی راه شر وع به حرف زدن کردم ,
میخواستم همه واقیت را بهش بگم چرا که از رفتارش معلوم بود دختر ساده ای هست و در واقع نمیدااند که چه اتفاقی افتاده است
میدونی چیه نازنین خانوم در حقیقت شوهرت برای اولین با ر نیست که به اینجا اومده ,قبلا هم این مسیر را رو رفته و در واقع پلیس بلغارستان از فرودگاه شما را زیر نظر داشته و اگر داخل فرودگاه شما را نگرفتند به خاطر این بوده که میخواستند اشخاص دیگری را در رابطه با شوهرت دستگیر کنند
با تعجب به من نگه کرد و پرسید یعنی آدم میاوارده و میبرده ؟ قبلا هم این کار را کرده بوده ؟
گفتم نازنین جریان به این سادگیها که فکر میکنی نیست خیلی جدی تر از این حرفاست اون درگیر مسائلی بوده که امیدوارم تو خبر نداشته باشی و اینطور که معلومه خبر نداشتی چون اگر اینطور بود حتما تو را هم نگه میداشتند
حیرت زده میگفت نمیفهمم حتما تو دآری اشتباه میکنی اگر چیزی بود من میفهمیدم ما تمام مدت با هم بودیم امکان نداره
گفتم نازنین به من نگاه کن خودت رو گول نزن امکان نداره که همه جا باهاش بودی موطمن باش که اون به اندازه
کافی وقت داشته که رابط های خودش رو ببینه و اون چیزی که میخواسته تهیه کنه و با خودش اینجا بیاره و تمام این مسائل را پلیس اطلاع داشته
گفت : یعنی از ترکیه
بله یعنی از ترکیه یعنی از ایران یعنی در کانادا و همه جا متاسفم نازنین باید بگم که ندونسته با یکی از بزرگترین سران مافیا در اروپا ازدواج کردی شخصی که برای اداره پلیس و اینتر پل شخص شناخته شده ی هست حتا توی شرکت ما هم آدم سرشناسیه
جایی را بلدم که خیلی ارزان تر از هر هتلی میباشد راه بیفت بریم ,,نازنین برای اولین بار لبخندی زد و بره افتادیم و توی راه شر وع به حرف زدن کردم ,
Keine Kommentare:
Kommentar veröffentlichen